کار داوطلبانه، سنگ بنای اصلی برگزاری رویداد تدکس

  •  

پرورش فرهنگ داوطلب شدن در مصاحبه با خانم کلو کوبو[۱]

به طور کلی، همه افراد داوطلب نمی‌شوند. داوطلب شدن فرآیندی هست که طی آن افراد با بودن در جامعه چیزهای زیادی را فرا می‌گیرند.

کلو کابو

  • جی[۲]: اینجا ساختمان اصلی تد[۳] در نیویورک است و این پادکست از سری پادکست‌هایی است که در آن نکاتی را در مورد برگزاری رویدادهای تد بیان می‌کنیم. من جی هستم و امروز با کلو کوبو در مورد تیم سازی و فرهنگ کار داوطلبانه در تد صحبت خواهیم داشت . کلو کوبو یکی از برگزارکننده‌های دیرینه تد ایکس[۴] در شهر ژوهانسبورگ[۵] است که با او در مورد چگونگی ساخت تیم، پرورش روحیه داوطلب شدن و برنامه‌ریزی برای موفقیت صحبت خواهیم کرد.
  • آماده‌اید؟ خب پس شروع کنیم. ما الان در سالن ملاقات از پشت شیشه‌ها نظاره گر تیم تد ایکس هستیم که سخت در حال کار هستند. خب کلو، خوشحالم این‌جا می‌بینمت؛ تو ژوهانسبورگ زندگی می‌کنی، درسته؟
  • کلو: بله، اما این‌جا خیلی جالبه. بخاطر همین برای کسانی که تد رو نمی‌شناسن ، چنین سفری به یک برنامه‌ریزی سه ونیم ماهه نیاز داره چون به مکان زیبایی مثل این‌جا میان و می‌تونن پروژه‌ های خودشون رو که آرزوش رو داشتند عملی کنند . من در خانه، مزرعه‌ای دارم و هر از گاهی روی اون کشاورزی می‌کنم و همیشه تو سخنرانی‌های تد شوخی می‌کنم و میگم من روزی قراره یک کشاورز بشم. بخاطر همین به تد اومدم که بالاخره بتونم این پروژه کشاورز شدنم رو با موفقیت عملی کنم.
  • جی: خب بریم سراغ ژوهانسبورگ و تیمی که اونجا ساختی. توی حرفات اشاره کردی که پرورش فرهنگ داوطلب شدن، اولین قدم در تیم سازی هست؛ منظورت از این جمله چیه؟ و چرا پرورش فرهنگ داوطلب شدن رو اولین قدم میدونی؟
  • کلو: در جایی که من زندگی می‌کنم، مردم از کشورهای دیگه در کارها داوطلب می‌شوند. فکر می‌کنم دلیلش این باشه که در کشورهای پیشرفته افراد بیشتری هستند که برای سازمان‌های مردم نهاد کار ‌می­کنند و­ حاضر باشند به ماموریت‌های شش ماهه بیان چون زمان و سرمایه‌اش رو ‌به راحتی میتوانند تامین کنند اما در ارتباط با مردم کشورها و شهر های در حال توسعه  چون این امکانات رو ندارند، وقتی ازشون درخواست میشه کاری را بدون مزد انجام بدن یا برای جامعه قدمی بردارند اکثرا قبول نمی‌کنند. بنابراین با ساخت تیم تد ایکس باید این فرهنگ رو پرورش می‌دادیم که در قبال هرکاری نباید پول گرفت. کمک کردن به جامعه نه تنها کار پسندیده‌ای میتونه باشه  بلکه باعث میشه ازش خیلی چیزهایی را که نمیدونیم  رو یاد بگیریم  و من این رو کاری می‌دونم که در همه حال میشه ازش درس گرفت.
  • جی: درسته. خوبه که فرهنگ داوطلب شدن در ژوهانسبورگ رو توضیح دادی. اگر بخوام مقایسه کنم در کشورهای پیشرفته‌تری مثل آمریکا فرهنگ داوطلب شدن هست اما همه مردم به این کار علاقه‌مند نیستن چون ترجیح می‌دن کاری رو انجام بدن که ازش پول خوبی در بیاد. پس مهمه که در کشورهای مختلف با وضع اقتصادی متفاوت، فرهنگ داوطلب شدن رو ترویج داد و اهمیت اون رو به همه­ی افراد جامعه یادآور کرد. تو چطور این کارو می‌کنی؟
  • کلو: ابتدا، اعضای تیمم فقط چند تا از دوستان و اعضای خانواده بودن و جوری بود که همه همدیگرو متقاعد می‌کردیم که کار درستی رو داریم انجام می‌دیم. علاوه بر این تدایکس پلتفرم جالبی هست و برندی هست که مردم دوستش دارن اما فکر می‌کنم چیزی که اهمیت داشت این بود که ما روی همدیگر حساب می‌کردیم و یک هفته در میان همدیگر رو ملاقات می‌کردیم. من سعی می‌کردم به اعضای تیم مسئولیت‌هایی رو بدم که خودشون می‌خواستند، بنابراین حس می‌کردند که این پروژه خودشون هست و به همین دلیل منظم سرکار حاضر می‌شدند و این به‌خاطر حس مالکیتی بود که به پروژه داشتند. من وتیمم این شانس رو داشته‌ایم که برای مدت‌ها در این کار فعالیت داشته باشیم. هرساله وقتی مردم خروجی کار رو می‌بینند، یعنی زمانی که رویداد برگزار شده و فیلم‌ها و عکس‌ها منتشر شده، نظرات مثبتی دارند و بعدش می‌خواهند عضوی از گروه ما باشند.
  • جی: خب گفتی که در سال، هر دو هفته یا سه هفته یک بار با اعضای تیم دور هم جمع می‌شدید توی این دورهمی چی میشد ؟
  • کلو: سه ماه قبل از شروع رویداد، هر دو هفته یک بار دور هم جمع می‌شدیم و هر چه به زمان رویداد نزدیک‌تر می‌شدیم این جلسات هفتگی یا حتی روزانه می‌شد و این حس تعهد اعضای تیم رو به کار نشون می‌داد.
  • جی: دقیقا. چند نفر در این جلسات شرکت می‌کردند؟ در چه مورد صحبت می‌کردید؟ این جلسات فقط جلسات کاری بود یا زمانی رو هم با هم بیرون می‌رفتید یا غذا می‌خوردید؟ چه طوری این رابطه و تعهد رو شکل می‌دادید؟
  • کلو: خب ما جمعه‌ها بعد از ظهر با هم قرار داشتیم و با هم نوشیدنی می‌خوردیم چون همه این موقع زمان آزاد داشتند. نصف جلسات ما گفت‌وگو بود و نصف دیگرش کار. در مورد فعالیت‌هایی که در طول هفته داشتیم گفت‌وگو می‌کردیم و مشکلاتی که به آن برخورده بودیم را با یکدیگر حل می‌کردیم و البته سخنرانی‌های تد زیادی را با هم تماشا می‌کردیم تا حس افراد را از دیدن این سخنرانی‌ها درک کنیم و سعی می‌کردیم در همین حین با همدیگر بیشتر آشنا شویم.
  • جی: بله درسته. جالبه همین‌طور که این رابطه رو بینتون شکل می‌دادید با سخنرانی‌های تد هم رابطه برقرار می‌کردید چون فکر می‌کنم وقتی که افراد در کنار هم این سخنرانی‌ها رو تماشا کنند بعد در موردش با هم گفت‌وگو می‌کنند و این باعث می‌شه بیشتر به داوطلب شدن علاقه نشون بدن. تو چطور این فرهنگ داوطلب شدن رو در گروهت پایه‌ریزی کردی؟ البته گفتی که ابتدا اعضای گروهت از دوستان و خانواده‌ات بودن ولی فکر کنم تعدادشون محدود بوده و تو در جایی بودی که افراد زیادی در این کارها داوطلب نمی‌شدند پس چطور این فرهنگ رو جا انداختی؟
  • کلو: خب ما فرمی رو در سایت مون گذاشته بودیم و وقتی می‌خواستیم رویدادی رو برگزار کنیم در شبکه‌های اجتماعی اطلاعیه می‌دادیم با این عنوان که اگر می‌خواهید کار داوطلبانه انجام بدید در این فرم نام خود را ثبت کنید. کارهای داوطلبانه متنوعی رو در این فرم‌ها داشتیم و مردم مطابق با علاقه خودشون این‌ کارها رو انتخاب می‌کردند. به این صورت تونستیم افراد زیادی رو جذب کنیم. علاوه بر این با بعضی از شرکت‌ها همکاری می‌کردیم که به جای حمایت مالی، برای ما نیروی انسانی می‌فرستادند.
  • جی: این خیلی خوبه. به نظرم ایده جالبیه که به جای دریافت حمایت مالی از شرکت‌ها، کارکنان اون شرکت‌ها رو به کار داوطلبانه تشویق کنید. یادمه گفتی یکی از عامل‌های اصلی این بود که به اعضای گروه حس مالکیت بدی چون وقتی چنین حسی داشته باشند کار رو از خودشون می‌دونند و سعی می‌کنند کار رو به بهترین نحو انجام بدن. چه تکنیک‌هایی رو به کار می‌بردی که باعث می‌شد اعضا چنین حسی رو داشته باشند؟
  • کلو: به نظرم تد برندی مردمی هست و همه به اون حس مالکیت دارند اما مثلا برای جمع‌آوری اطلاعات، من به اعضای گروهم اختیار تام می‌دادم که برای سخنرانی از بقیه دعوت کنند یا مثلا با بقیه اعضای تیم مشورت کنند اما این قبل از برگزاری رویداد بود به همین خاطر وقتی رویداد برگزار می‌شد ناخودآگاه حس می‌کردند که مسئولیتی ندارند چون به هر حال رویداد مال من بود؛ اما واقعا در گروه ما تمام افراد جایگاه یکسانی دارند اگر یادتون باشه ما خیلی از اون پسر جوانی که در تیم تد ایکس هست در سخنرانی‌ها استفاده می‌کنیم و وقتی افراد نقش و سهم خودشون رو در کار داشته باشند و اون رو مدیریت کنند و درموردش گزارش کار به گروه بدهند، اون موقع دیگه کار رو مثل بچه خودشون می‌دونند.
  • جی: جالبه من هم خوشحال می‌شم وقتی می‌بینم مردم دوست دارند از این پسر جوان در برگزاری‌ها استفاده بشه. مثل این‌که تیم‌ات رو همسو با فعالیت‌های این پسر سازمان‌دهی می‌کنی ولی کاملا مطابق اون نیست؛ چه طوری این سازماندهی رو انجام می‌دهی؟
  • کلو: خب ما پروژه رو به دسته‌های مختلف طبقه‌بندی کردیم. جمع‌آوری اطلاعات و فیلمبرداری یکی از دسته‌های اصلی هست که تیم رو مطابق با اون می‌سازیم. برگزاری رویداد و تولید فیلم که خروجی آخر کار هست، یکی دیگر از این دسته‌هاست. دسته دیگر، رسانه‌ها، بازاریابی و ارتباطات هستند ولی جزو دسته‌های اصلی قرار نمی‌گیرند چون فعالیت معمول رسانه‌ای مثل تبلیغات، شبکه‌های اجتماعی رو شامل می‌شوند و در آخر ساخت جامعه‌ای از طرفداران هست که این رو هم نمیشه جزو دسته‌های اصلی دونست چون این کار کمی برای ما چالش برانگیز بود اما سعی کردیم حسی رو به مردم انتقال دهیم که به شرکت در رویدادهای ما علاقه‌مند شوند. نتوستیم تمام طرفداران رو نگه داریم اما طرفدارن ثابتی داشتیم که هر سال در رویداد شرکت می‌کردند و علاقه نشون می‌دادند. امسال در هر ماه، کارگاه‌های سخنرانی رایگانی را برگزار کردیم و به نظرم کار جالبی بود چون یک بار به مدت سه ساعت کارگاه برگزار کردیم و حدود ۱۵۰۰ نفر در این کارگاه شرکت کردند و این باعث شد که افراد بیشتر جذب همکاری و کار ما شوند.
  • جی: خب الان چهار تیم داری و فرهنگ داوطلب شدن رو در هر چهار گروه پرورش دادی و به اعضای گروهت حس مالکیت به کار رو دادی اما چطور به افراد داوطلب اعتماد می‌کردی؟ چون ممکن بود دیگه این داوطلب‌ها سر کار نیان و از اون‌جایی که برگزاری رویداد هم کاری کم اهمیتی نیست و شرکت‌کنندگان زیادی داره ممکن بود شهرتت به خطر بیفته.
  • کلو: فکر می‌کنم این به خاطر این هست که ما روی هم حساب می‌کنیم. ببینید ما وقتی رویدادی رو در ژوهانسبورگ برگزار می‌کنیم، شهرت کل رویداد تد رو در نظر می‌گیریم چون اشتباه تد ایکس ژوهانسبورگ اشتباه تد ایکس نیویورک هم هست و تماشاگران اصلا به این‌که اشتباه در کدام رویداد اتفاق افتاده اهمیتی نمی‌دهند.
  • جی: دقیقا. جمله معروفی در مورد رویدادهای تد هست که میگه:« تو در برگزاری رویداد فردی مستقل هستی ولی تنها نیستی.» به همین خاطر هست که رویدادهای محلی روی رویدادهای اصلی تاثیر دارند.
  • کلو: خب ما نظارت بر افراد تازه کار رو به عهده اعضای با تجربه‌تر و حرفه‌ای تر می‌گذاریم. اعضای حرفه‌ای‌تر این افراد رو مدیریت می‎‌کنند و بر کار آن‌ها نظارت می‌کنند.
  • جی: درسته. گفتی که مشخص می‌کنی چه انتظاراتی از اعضای تیم داری و بهشون منتقل می‌کنی که در روز برگزاری رویداد چه وظیفه‌ای دارند و برای روز رویداد آماده شون می‌کنی. چه کارهای دیگری رو انجام می‌دهی که باعث می‌شه وظیفه‌شون رو در روز برگزاری رویداد به بهترین نحو انجام دهند؟
  • کلو: کار دیگری که ما خیلی از اون حمایت می‌کنیم یادگیری اجتماعی هست. علاوه بر دیگر امکاناتی که تد ایکس در اختیار ما می‌گذاره، تیم ما همیشه در شبکه‌های اجتماعی سعی می‌کنه فعالیت‌های به روز و مفید رو پیدا کنه. ما از دیگر برگزارکنندگان تد ایکس هم خیلی چیز یاد می‌گیریم مثل افرادی که برنامه‌ها، عکس‌ها یا هر فعالیت دیگری رو در سایت تد ایکس هاب[۶] به اشتراک می‌گذارند. این هم یک موقعیت دیگر برای یادگیری هست و از این‌که چیزی رو در این سایت به اشتراک نمی‌گذارم، احساس گناه می‌کنم.
  • جی: خیلی کاربر خوبی در سایت تد ایکس هاب هستی، فقط از مطالب استفاده می‌کنی ولی چیزی رو بارگذاری نمی‎‌کنی.
  • کلو: خب این سایت خیلی به من کمک می‌کنه که مطالب جدیدی رو یاد بگیرم.
  • جی: درسته خیلی سایت جالبی هست. اصلا احساس گناه نکن چون واقعا این سایت خیلی منابع خوبی داره که جزییات بیشتری رو پوشش می‌ده اما پیدا کردنشون سخت تر هست. بگذریم، سوال دیگری که مد نظرم بود این هست که حدود ۹ سالی می‌شه که برگزارکننده رویدادهای تد ایکس هستی و هر برگزارکننده‌ای می‌دونه که این کار راحتی نیست. اما تو چطور تونستی در این چند سال فعالیت‌هایت رو ادامه بدی و رویدادهایت رو برگزار کنی؟
  • کلو: راستش من از برگزاری هر رویداد چیزهای زیادی رو یاد می‌گیرم و همیشه برگزاری رویداد رو جزو کارهایی می‌گذارم که می‌خواهم حتما انجامشون بدم. درسته کار سختی هست ولی عضوی از یک جامعه بزرگ هستم که شعارش اینه:« هر کاری میتونی انجام بده ولی نه به تنهایی.» به همین خاطر ما تیمی بزرگ هستیم و این‌جوری نیست که همه کارها به عهده یک نفر باشه. تد همیشه موقعیت‌های زیادی رو برای یادگیری در اختیار من گذاشته و من در زندگی شغلی‌ام همیشه در حال یادگیری بوده‌ام به ویژه زمان‌هایی که با سخنران‌ها کار کردم اما راستش این سخنران‌ها، زمان، دانش و منابع‌شون رو رایگان در اختیار دیگران نمی‌گذارند و به همین خاطر من در این پادکست‌ها شرکت می‌کنم.
  • جی: خیلی کار قشنگی هست و خیلی خوبه که برمی‌گردی و می‌بینی که با محدودیت‌هایی که وجود داشته تونستی تمام چیزهایی رو یاد بگیری که در موردش کنجکاو بودی. من اغلب اوقات به برگزارکننده‌ها می‌گم شما روی جامعه تد تاثیر می‌گذارید اما تد هم روی می‌تونه شما تاثیر بذاره و شما رو تغییر بده اگر واقعا ازش استفاده کنید. فکر می‌کنم تو نمونه بارز این مسئله هستی چون هم خیلی خوب یاد گرفتی دانش‌ات در اختیار همه بگذاری و هم از یک پلتفرم و شبکه جهانی به بهترین نحو استفاده کنی. تیم شما مسلما تیمی عالی هست و من به تو و تیم‌ات تبریک می‌گم و ازت ممنونم که وقت گذاشتی.
  • کلو: ممنون از شما. واقعا باعث افتخار من بود که سه ماه با شما کار کنم.
  • [۱] Kelo Kubo
  • [۲] Jay
  • [۳] Ted
  • [۴] Ted X
  • [۵] Johannesburg
  • [۶] TedxHub

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 16 =